کاهش ضایعات با گزینههای پارچه زیستتخریبپذیر
چرا پارچه زیستتخریبپذیر برای حل مشکل ضایعات نساجی ضروری است

زمبالههای جهانی به سرعت در حال پر شدن با لباسهای قدیمی هستند. ما در مورد حدود ۹۲ میلیون تن زباله که هر ساله در نقاطی مانند چین، هند و ایالات متحده دفن میشوند صحبت میکنیم. بیشتر چیزهایی که امروزه دور ریخته میشوند از موادی مثل پلیاستر و نایلون ساخته شدهاند که قرنها در زمین باقی میمانند و به آرامی به ذرات ریز پلاستیکی تجزیه میشوند و در نهایت از اقیانوسها تا زنجیره غذایی ما گسترش مییابند. از سوی دیگر، مواد زیستتخریبپذیر واقعاً به صورت طبیعی زمانی که میکروبها روی آنها فعالیت میکنند تجزیه میشوند. این پارچهها در محیط مناسب تنها در عرض چند ماه به اجزای اولیهای مانند آب، دیاکسید کربن و مواد آلی تبدیل میشوند. استفاده از این نوع مواد تأثیر واقعی در نحوه تفکر ما درباره مد ایجاد میکند. صنعت مد در حال حاضر حدود ۱۰ درصد از کل انتشار کربن در سطح جهان را تشکیل میدهد، بنابراین یافتن راههایی برای کاهش این عدد برای آینده سیاره ما بسیار مهم است.
پنبه ارگانیک در مدت ۱ تا ۵ ماه، کنف در حدود ۳ ماه و کتان در عرض تنها دو هفته تجزیه میشوند؛ دورههای زمانی که به شدت در تضاد با پایداری صدها ساله الیاف مصنوعی است. مهمتر اینکه، گزینههای بیودgradable از آلودگی ریزپلاستیک جلوگیری میکنند: الیاف طبیعی ریسههایی آزاد میکنند که بهصورت بیخطر تجزیه میشوند، برخلاف ریزپلاستیکهای مصنوعی که در اقیانوسها و زنجیرههای غذایی تجمع مییابند.
همه پارچههای به اصطلاح «طبیعی» واقعاً به شهرت دوستدار محیط زیست خود عمل نمیکنند. هنگامی که تولیدکنندگان آنها را با الیاف مصنوعی مخلوط یا با مواد شیمیایی پردازش میکنند، دیگر تجزیه مناسب در آنها اتفاق نمیافتد. برای کاهش واقعی پسماند، به پارچههایی نیاز داریم که کاملاً قابل تجزیه بیولوژیکی باشند و هیچ رنگ یا پوششی مانع کار میکروبها نشود. حقیقت این است که انتقال به این مواد دیگر یک گزینه اختیاری نیست. محلهای دفن پسماند به سرعت پر میشوند و دولتها به طور مداوم مقررات مربوط به پسماندهای نساجی را سختتر میکنند. مطالعات اخیر نیز امیدوارکننده هستند. اگر صنعت تولید پارچههای واقعاً قابل تجزیه بیولوژیکی را گسترش دهد، کارشناسان برآورد میکنند که بتوانیم مشارکت صنعت مد را در تولید پسماند زمینی را در طی ده سال آینده حدود ۳۷ درصد کاهش دهیم. این نوع تأثیر زمانی اهمیت مییابد که آینده سیاره ما را در نظر بگیریم.
عملکرد پارچههای قابل تجزیه بیولوژیکی در سیستمهای دفع واقعی
واقعیتهای تجزیه در محل دفن پسماند: پارچههای قابل تجزیه بیولوژیکی در مقابل پلیاستر و نایلون
زمینهای دفن زباله دقیقاً مناطق طبیعی حفاظتشده نیستند. کمبود اکسیژن و فعالیت میکروبی بسیار کم در اینجا به این معناست که حتی پارچههای قابل تجزیه زیستی نیز در تجزیه شدن بهدرستی با مشکل مواجه میشوند. مواد طبیعی مانند پنبه ارگانیک ممکن است در شرایط مناسب تنها در عرض یک تا پنج ماه فاسد شوند، اما در داخل محلهای دفن زباله که همه چیز متراکم شده و با انواع مواد شیمیایی موجود در سایر زبالهها مخلوط میشود، این مواد ممکن است سالها زمان ببرند تا تجزیه شوند. مواد مصنوعی بسیار بدتر هستند. پلیاستر عملاً کل فرآیند تجزیه را نادیده میگیرد و بیش از دویست سال در محیط باقی میماند و در طول این مدت بهطور مداوم ذرات ریز پلاستیکی آزاد میکند. پس این به چه معناست؟ پوششهای قابل تجزیه زیستی در نهایت به خاک تبدیل میشوند و هیچ چیز مضری پشت سر نمیگذارند، در حالی که پارچههای مصنوعی فقط بهطور دائم به عنوان آلودگی انباشته میشوند.
شرایط کمپوست مهم است: قابلیت کمپوست صنعتی در مقابل کمپوست خانگی پارچههای قابل تجزیه زیستی
تخریب زیستی زمانی بهترین نتیجه را دارد که مقدار مناسبی رطوبت، حرارت و میکروارگانیسمها وجود داشته باشد. کارخانههای بزرگ کمپوست صنعتی میتوانند شرایط را به خوبی کنترل کنند، دما را در حدود ۵۵ تا ۶۰ درجه سانتیگراد نگه دارند و اطمینان حاصل کنند که هوا به طور مناسب جریان دارد. این امر باعث میشود پارچههای معتبرِ قابل تجزیه زیستی تنها در عرض چند هفته تجزیه شوند، نه اینکه برای همیشه باقی بمانند. اما بیشتر سطلهای کمپوست خانگی به این شرایط ایدهآل نمیرسند، بنابراین موادی که تجزیه میشوند بسیار طولانیتر طول میکشند و گاهی اوقات به چند ماه هم میرسند. الیاف طبیعی مانند کنف و کتان معمولاً در کمپوستهای صنعتی عملکرد خوبی دارند، اما لباسهایی که با مواد مصنوعی مخلوط شده یا با مواد شیمیایی تیمار شدهاند، ممکن است قبل از اینکه بتوانند به درستی تجزیه شوند، ابتدا لازم باشد از هم گسسته شوند. اگر شرکتها واقعاً میخواهند محصولاتشان در سیستمهای چرخشی جای بگیرند، بهتر است هرگاه ممکن است اقلام را با استفاده از مواد تکی طراحی کنند و به مشتریان دستورالعملهای سادهای درباره نحوه دفع آنها ارائه دهند، با توجه به نوع گزینههای کمپوست موجود در محل.
برترین گزینههای پارچه زیستتخریبپذیر برای تولید با اثر کم
پنبه ارگانیک، کنف و کتان: پارچههای طبیعی زیستتخریبپذیر با حداقل فرآوری
دنیای نساجی با ظهور الیاف مبتنی بر گیاهان که در دوایر پایداری توجه زیادی را به خود جلب کردهاند، شاهد تغییرات بزرگی است. به عنوان مثال، پنبه ارگانیک: این پنبه بدون استفاده از آن علفکشهای سنتتیک خشنی که همه ما دربارهشان میدانیم، کشت میشود و در مقایسه با پنبه معمولیِ کشت شده به روش سنتی، حدود ۹۱ درصد آب کمتری مصرف میکند. علاوه بر این، وقتی به پایان چرخه عمر خود میرسد، در عرض تنها چند ماه کاملاً تجزیه میشود. سپس کنف را داریم که تنها به نصف آب مورد نیاز پنبه نیاز دارد و این خاصیت شگفتانگیز را نیز دارد که به طور طبیعی از آفات دفاع میکند، بنابراین اصلاً نیازی به سموم شیمیایی نیست. و همچنین نباید لینن ساخته شده از گیاه کتان را فراموش کرد. این ماده عملاً عمر بسیار طولانیای دارد و بسیار سریع نیز تجزیه میشود. آنچه این مواد مختلف را از پارچههای سنتی متمایز میکند، سه مزیت اصلی زیستمحیطی است که آنها را برجسته میکند:
- عدم وجود میکروپلاستیکهای مبتنی بر نفت
- حداقل انرژی فرآوری
- تجزیه غنیکننده خاک
لیوسِل و سلولز بازیافتشده: پارچه زیستتخریبپذیر مهندسیشده با مزایای سیستم حلقهبسته
لیوسِل (که اغلب با نام تجاری Tencel™ شناخته میشود) با استفاده از فرآیند ریسندگی حلال، خمیر کاغذ چوب را به پارچه زیستتخریبپذیر تبدیل میکند. سیستم حلقهبسته آن 99٪ آب و حلالها را بازیافت میکند و از تخلیه پساب صنعتی جلوگیری میکند. برخلاف جایگزینهای مصنوعی، لیوسِل در سیستمهای کمپوست طی 8 تا 12 هفته تجزیه میشود. الیاف سلولز بازیافتشده مانند مودال نیز از چوب بلوط تجدیدپذیر استفاده میکنند و مزایای زیر را ارائه میدهند:
- 50٪ کاهش انتشار کربن نسبت به پلیاستر
- تجزیه کامل در محیطهای دریایی و خاکی
- خواص دفع رطوبت قابل رقابت با الیاف مصنوعی
هر دو دسته امکان کاهش فوری مشارکت برندهای مد در تولید زبالههای محل دفن را فراهم میکنند. گزینههای مبتنی بر گیاهان بیشترین تناسب را با پوشاک روزمره دارند، در حالی که سلولز مهندسیشده مناسب پوشاک عملکردی با نیازهای فنی است.
ادغام پارچه زیستتخریبپذیر در استراتژی پایداری برند شما
تغییر به سمت پارچههای زیستتخریبپذیر بسیار فراتر از صرفاً تعویض مواد اولیه است. این امر نشاندهنده تعهد واقعی به سیستمهای چرخهای است که واقعاً برای خریداران آگاه امروزی اهمیت دارد. مطالعات نشان میدهد حدود سهچهارم افراد به دنبال برندهایی هستند که ادعاهای سبز خود را با اقدامات واقعی پشتیبانی کنند، و تقریباً دو سوم آنها به شرکتهایی وفادار میمانند که برنامههای شفاف و پایداری را اجرا میکنند. برای خانههای مد لباس که میخواهند این تغییر را عملی کنند، اولین قدم بررسی محل تأمین مواد اولیه است. پنبه ارگانیک و تنسل نقاط شروع خوبی هستند، چرا که این مواد معیارهای تعیینشده توسط سازمانهایی مانند اهداف سازمان ملل در زمینه مصرف مسئولانه و اقدام آبوهوایی را برآورده میکنند. اما کار بیشتری جز انتخاب مواد بهتر وجود دارد. جدی گرفتن فرآیند کمپوست کردن به معنای همکاری با تأسیسات صنعتی برای بازیابی مواد پس از استفاده و همچنین آموزش مشتریان در مورد نحوه کمپوست کردن در خانه از طریق عناصری مانند کدهای QR روی برچسبها یا دستورالعملهای ساده روی بستهبندی است. برندها باید در مورد اینکه این پارچهها چقدر طول میکشد تا تجزیه شوند و اگر به درستی دور ریخته نشوند چه اتفاقی میافتد، شفاف باشند. در غیر این صورت خطر متهم شدن به سبزشویی (Greenwashing) را خواهند داشت. شرکتهایی که تمام این جنبهها را در کنار هم بهکار میگیرند دیگر فقط درباره کاهش ضایعات صحبت نمیکنند. آنها این امر را مستقیماً در چگونگی اجرای عملیات روزمره خود تعبیه میکنند که با توجه به اینکه قوانین مربوط به ضایعات نساجی هر سال سختگیرانهتر میشوند، منطقی به نظر میرسد.
